نگارستان نارستانی
متعلق به دختری عاشق دیدن.کشیدن.ساختن 
قالب وبلاگ
نويسندگان

این صفحه در راستای شناساندن خودم میباشد و هیچ هدف خاصی را دنبال نمیکند...لبخند

همیشه شنگولم اما درونم مدتی است رو به ضعف و زوال نهاده...همیشه به زندگی لبخند زدم اینجوری...

یکی یه دونه میباشم اما خدایش لوس نیستماز بدو تولد تا به این لحظه تنها بودمدر زمان کودکی تنهایی برایم مفهومی در بر نداشت...خوش بودیم(چه ادبی نوشتما)

این تنهایی برای من بد هم نبود...حداقلش رو اوردن به هنر بود...من جمله نقاشیموسیقی(ویلون و پیانو یه کوچلو هم گیتار)و کمی هم اراجیف نویسی که اسمش را گذاشتم متون ادبی

خوب این از هنرامتموم شد...

و اما سالهای اخیر...یکی از دلایل رفتار شریرانه ای من این بود که نزدیک به ۱۸ سال تنها بودم و در خانه(معلم خصوصی داشتم)به این خاطر تصویر دقیقی از ادمها و تفاوتها ندارم(مثلا دختر اله پسر بله من حالیم نمیشه)...

۳ سال پیش به دلیل پا گذاشتن اینجانب در وادی افسردگی(فکر کن)مامان و بابا تصمیم گرفتن من را وارد اجتماع کنن که گام اول ان ورود اینجانب به دانشگاه و پس از ان باشگاه بید...منم شرور و بازیگوش بودم به زور حسابداری قبول شدم(آلبته علاقه ای بهش ندارم)

در کل استاد شیطونی،اشک در اوری،ترساندن،خشانت،لطافت و در عین حال حساس(حال میکنی چه موجودیم من؟)

دیگه همین...

در اخر مسله ای برای زندگیم رخ داد که از زمان مرگمان مطلعمان کرد(روجوع شود به بند توضیحی قسمت درباره)

 

 

[ ] [ ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دختری عاشق خدا و طبیعت هنوز خویشتن خویش را نشناختم تا با تو باز گویم انرا! تو با من بمان تا مرا از میان سخنانم بشناسی...
RSS Feed


Get a Glitter Calendar Click Here