نگارستان نارستانی
متعلق به دختری عاشق دیدن.کشیدن.ساختن 
قالب وبلاگ
نويسندگان

امروز صبح با وجود خستگی زیادم مجبور بودم برم دکتر چون نوبتم 10:30 صبح بود و تا میرسیدم مطب ساعت 10 میشود در نتیجه 7:30 صبح از خواب نازم که چقدرم سخت بود خمیازهزدم و رفتم که خدا را شکر نتیجه اونی بود که انتظار داشتم...

البته دیگه کل روزو خواب بودم و از باشگاهم جیم زدم اونم با چه مصیبتی و ابروی 3 ساله ام جلوی استاد به باد فنا رفت...نگرانماهیچه ای دست و پام مثل ماست شول ول شدن باید یکم به کیسه بکسم یورش ببرمشیطان

لانچیکوی نازنینم هم که اخیرا طی درگیری شکست که باعث پارگی و زخم کف دستمان هم شد(اساسی نابودم کرده ها اگر کف دستم عرق کنه جونم به لبم میادگریه)

امروز کلا بچه ای خوبی بودمااا...فقط یکم اذیت بابای کردمچشمکاخه یه اس ام اس تو گوشیش دیدم و منو میگی چنان سناریو سازی میکنم باقلواخوشمزهدیگه مامانم تا حدودی دیگه دیگهنیشخند

 

[ یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ نانی نار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دختری عاشق خدا و طبیعت هنوز خویشتن خویش را نشناختم تا با تو باز گویم انرا! تو با من بمان تا مرا از میان سخنانم بشناسی...
RSS Feed


Get a Glitter Calendar Click Here