نگارستان نارستانی
متعلق به دختری عاشق دیدن.کشیدن.ساختن 
قالب وبلاگ
نويسندگان
+

تا اون موقع بهش فکر نکردیو اونو تو یه فاصله دور نسبت به خودت میدیدی اما حالا تو یه قدمیته و تو گیجی و سردرگم...

دلت میخواد اون لحظه هر جا باشی جز اونجا یا تو هر زمانی باشی جز اون لحظه احساس خفگی میکنی...

دلت میخواد با کسی حرف بزنی اما انگار تازه اون لحظه میفهمی که هیچکس را نداری...

سرت رو زانوهات میذاری نمخوای بهش فکر کنی اصلا اون لحظه نمیخوای به هیچ چیز فکر کنی...بغض لعنتی با تمام توانش چنگالاشو تو گردنت میکنه و تو با وجود خفگی باز هم نمیخوای سد اشک را بشکنی دیگه برات هیچ چیز ارزش نداره...

اتاقی که بارها دکورش را بر انداز کردی برات تکراریو خسته کننده است انگار تو یه سلول انفرادی هستی...

بی روح و سرد دستاتو به دنبال خاطرات به زیر تخت قدیمی میبری و نا امیدانه اونجا رهاشون میکنی...

خودت را رها میکنی انگار اصلا نبودی که بخوای باشی یا اگر بودی دیگه نیستی...

و تمام زندگی در سه نقطه به پایان میرسه

...

[ یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ نانی نار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دختری عاشق خدا و طبیعت هنوز خویشتن خویش را نشناختم تا با تو باز گویم انرا! تو با من بمان تا مرا از میان سخنانم بشناسی...
RSS Feed


Get a Glitter Calendar Click Here