نگارستان نارستانی
متعلق به دختری عاشق دیدن.کشیدن.ساختن 
قالب وبلاگ
نويسندگان

امروز تیم از مسابقات اومد...منم با هر زوری بود رفتم باشگاهالبته واقعا جونم به لب مبارکم که سهله به چشمام رسید

من که با ویلچر نمیتونستم داخل رینگ که عمرا حتی داخل تاتومی زمین شم...فقط تونستم داخل باشگاه و محل تماشاگران شم...چشتون روز بد نبینه...١٢ تا ادم دیدم در حد لالیگا داغونالبته حق خودشون بودااا...مشکل بچه ها تو مهارت رزمیشون نبود مشکل بچه ها تو اینه که میترسن ضربه بخورن و معمولا گارد دفاعیشون قویه و در حال دفاع که در این حال بیشتر ضربه میخورن از ١٢ نفر ٩تاشون رفتن تو اتل اون ٣ نفرم یکم ضربه خوردن طوریشون نیست یکم کبود شدننیشخند

چیزی که من یاد گرفتم تو رزمی کاریم اینه که هرچی دفاع کنی بیشتر میخوری اگر بزنی سالمتر میمونی اگرم خوردی حداقل از خودت راضی هستی که تو هم زدی

با وجود وضعم خودم از ویلچرم بلند کردم...نکته ظهر اخر موفق شدم پاهامو حرکت بدم(فکر کن ٢ شب نخوبیدم تمرین کردم دست دستبزن کف قشنگه رو)

این حرکت بسیار هندی من(اینه اینا که بعد سالها مادر از ویلچر پامیشه میپره تو بغل بچه اش)باعث شوک این حضرات شدما اینیم دیگه تو کار شوک وارد کردن مهارت داریم دیگه...قلبی چیزی خواستین کار بندازین یا از کار بندازین به این جانب مراجعه فرماید...٢٠٠% تضمینی...

 

 

[ چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ نانی نار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دختری عاشق خدا و طبیعت هنوز خویشتن خویش را نشناختم تا با تو باز گویم انرا! تو با من بمان تا مرا از میان سخنانم بشناسی...
RSS Feed


Get a Glitter Calendar Click Here