نگارستان نارستانی
متعلق به دختری عاشق دیدن.کشیدن.ساختن 
قالب وبلاگ
نويسندگان

در راستای اینکه حس اپ کردنم مدت مدیدی(٣روزنیشخند)است که از دست رفته.دیگه امشب طی اقدامی بی مانند تمام سعی خویش را نموده و اپ نمودیم...این لیوان اب کو؟گلوم خشک شد...و اما اپ

امشب پدر جان از سفر امدن با یه چمدان سوغاتیقلبماله باباستا فکر نکنین به خاطر چمدونهچشمکهمه سوغاتیا مال من بود دلتون بسوزززهپس از عملیات افتتاح چمدان و استخراج سوغاتیهای ان...پدر گرام در اقدامی بی سابقه اعلام نمودن شام با ایشان که این حرف مشت محکمی بر شکم مبارک ما بود که به خود وعده رستوران داده بودگریه

دیگه قیافیه این طفل بی گناه عینه پلاستیک حرارت دیده درهم شد...اشپزی پدر همانا و کنفیکن شدن اشپز خانه همانا...مادر خانمی هم که دیدن مقر سازماندهیشان در حال نابودیست به اموال این طفل بخت برگشته یورش برده و شمشیر ان را به یغما برده...از سود دیگر پدر خان نیز در اقدامی مشابه لانچیکوی این بخت برگشته را غارت کردهکلافهاخه من موندم مگه ملاقه و کفگیر چشه که وسایل منو نابود کردنمتفکر...دیگه به هر بدبختی بود این ٢ جبهه مبارک را تشویق به ارامش نمودیم و شامی بس عجیب را خوردیم(اخرشم نفهمیدم چی بود؟؟؟)

خب دیگه بسه بقیه ماجراها باشه واسه پستای بعد...



[ یکشنبه ۱٦ اسفند ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ نانی نار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دختری عاشق خدا و طبیعت هنوز خویشتن خویش را نشناختم تا با تو باز گویم انرا! تو با من بمان تا مرا از میان سخنانم بشناسی...
RSS Feed


Get a Glitter Calendar Click Here