نگارستان نارستانی
متعلق به دختری عاشق دیدن.کشیدن.ساختن 
قالب وبلاگ
نويسندگان

هر روز صبح با سنگینی نگاهش بیدار میشم...

وقتی چشمام باز میکنم به سرعت عبور سایه بر روی دیوار از جلوی در اتاق میگذره...

صبح از پشت پنجره به حیاط بیمارستان نگاه میکردم...بوی عطری که همیشه حین عبورش فضا را پر میکنه باز اتاق را در اغوش گرفت اما این بار انگار فاصله اش نزدیک بود تا سرم را برگردوندم انگار هیچ کس اونجا نبود...

دیروز بارون میومد برای لحظاتی از پشت تو حیاط دیدمش...لبخندش را حس کردم...گل سرخی از دستش افتاد و باز به سرعت گذشت...

 

 

[ دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ نانی نار ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

دختری عاشق خدا و طبیعت هنوز خویشتن خویش را نشناختم تا با تو باز گویم انرا! تو با من بمان تا مرا از میان سخنانم بشناسی...
RSS Feed


Get a Glitter Calendar Click Here