دیشب و هر شبمان

خیلی دلم گرفته!!!

دلم برای خانوده ام تنگ شده...دلم واسه بابایی که ازش بیخبرم و دلم واسه مامانی که ازم دوره...

دیشب تو اوج تنهایی و دلتنگی بودمناراحتخواستم به مامان زنگ بزنم اما میدونستم خوابه و بعدشم با این همه فاصله جز نگران و نارحت شدن کاری نمیتونه کنه...

خواستم با اون حرف بزنم اما کار داشت و باید تمرکز میکرد...

خوب با یه عالمه حرف سرم گذاشتم رو بالشتم و گریه هام بی صدا کردم...

گاهی واقعا ادم احساس تنهایی میکنهخنثی

/ 8 نظر / 18 بازدید
عباس خلیلی

همه هست آرزويم که ببينم از تو رويي چه زيان تو را که من هم برسم به آرزويي ميلاد با سعادت منجي عالم بشريت مبارک. براي فرج در ظهور آقا عج الله تعالي فرجه الشريف 5 صلوات بفرستيد

همیشه جوان

عقربه ی ساعت درست پنج عصر را نشان می دهد زمان ایستاده است و لحظه های انتظار سنگینی خیابان را بر دوش می کشد آهسته می آیی و من پاهایت را در طشتی از ریخته های نور می شویم که آفتاب چون ماهی سرخ کوچکی در آن غوطه می خورد.

امین

صبور باش همه چیز در چشمی می گذرد

مامان فرشته

ممنونم از محبتت نسبت به من ان شاا... که این دلتنگی ها هر چه زودتر تموم می شه

مهسا

سلام عزیزم[لبخند] دل منم گرفته بود که یکدفعه با این مطلب روبه رو شدم هرچیزی که برام ارزشمند بود و دوستش داشتم خدا ازم گرفت و الان اوج تنهایی هستم[ناراحت] دعا کنید اخرین دوستمو که تازه ازم گرفته بهم برگردونه[گریه] ممنونم[خنثی]

هیرا

این زورا هم میگذره [نیشخند]

رانیا

سلام .وجود پدرومادر نعمت بزرگیه که ما وقتی پیش مون نیستم به اون پی میبرم . کاش قدر لحظه لحظه با اونها بودن را بدونیم تا اینده حسرتشو نخوریم . واست دعا میکنم خدای مهربون همیشه روزای شاد ی را در کنار خانوادت برات رقم بزنه[لبخند]

half bloood

این یه فرصته برای دونستن غم پدر و مادر[گل][گل]