فاجعه

ساعتای گذشته از نیم شب و نزدیک به سحرگاهان اینجانب از صدای جیغ بلندی بیدار شدم...متفکرطی پیگیری وسیع این جانب که چی شده...یافتم مامان خانم از سفر اومدن که خان باجی با اشک و ناله وضعیت این جانب را به اطلاع مامان رسوندن...حالا من این وسط اینجوری شدم...نکته رو گرفتین؟؟؟(شنیدم)در این شادی بس عظیم به سر میبردم که ساعات نخست صبح یک عدد جغد شوم(دوست گرام هم باشگاهی)زنگ زدن و خبر باخت تیم را دادنمنم از شدت عصبانیت دادی زدم کهحالا تو این گیری ویری خان باجی زوق زده منو ماچ میکرد که به قول خودش نطقم باز شده...اخه به این میگن هم دردی؟؟؟من میدونم و این تیم ترسو...

اما در مورد وضع جسمیم...مامان و بابا طی صحبتهای دکتر جان تصمیم گرفتن منو ببرن المان(فکر کن میرم خارجنیشخند)

ایشون که خپلن عکس جدیدش...بچه ژست گرفتهنیشخند
اینم رینگ که من توش کار می کنم!

اینم من بیدم تو رینگ...دستکشام دیگه جا نمیشد تو عکسنیشخندبانداژم جا میشد...



/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pedram3000

وای ایول واقعا خیلی خوشحالم می خوام پرواز کنم ! عالیه دیدی گفتم اگه بخوای میشه فقط باید بخوای خودت فقط خودت ! کار نشد نداره همیشه شدنیه فقط باید بخوای ! اون یه مشکل کوچیک هم حله تمرین می خواد تو هم که یه ورزشکاری هم ارادش را داری هم می دونی تمرین دیگه چیه میشه دلم روشنه میشه می تونی ! آفرین !

پسری از برج حوت

وااااااااااااااااای خیلی خوشحااااااااالم فرهاد تو مسنجر بهم گفت یه خبر خوب ، وقتی اینجا رو خوندم از خوشحالی نمی دونم الان چیکار کنم .......... داداش فرهاد یه مژدگونی بابت این خبر فوق العاده طلبت [نیشخند] هدی دیدی شد ؟؟؟؟؟ دیدی اگه بخوای همه چی درست میشه ؟؟ فقط باید خودت بخوای ، پدرام هم درست میگه ... همه چی کم کم خوب ِ خوب میشه ... من بهت قول میدم ... البته قول هایی هم که به من دادی یادت نره هاااااااااا [نیشخند] [چشمک] خیلی خیلی خوشحالــــــــــــــــــــــــــــــــــم تبریک تبریک تبریک تبریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک [نیشخند] [هورا] [هورا] هورااااااااااااااااااااااا [هورا] [هورا]

زبل خان

به سلامتی...هیپ هیپ هوراااااا..کلی روحیه گرفتم...

بهاره

خیلی خوشحالم. خیلی زیاد... فعلا چیز دیگه ای نمی تونم بگم...

موشی

من از گربه بدم میاد ولی از خپل خوشم اومده.آیا میشه؟؟؟[رویا]

pedram3000

آره موشی جونم میشه چرا نمیشه آیا وکیلم ؟ [نیشخند] نار جان از طرف خپل خان وکیلم ؟ [نیشخند]

فرانک

هیچ وفت اینقدر خوشحال نشده بودم ف‌اینمدت منم وضعیت خوبی ندارم اما واقعا خبر خوبی بود

موشی

چی چی حساسه؟منظورت چیه؟جهزیه زو که نگووووووووو[پلک] مادر شوهر جان قول دادی امشب بزاریا،تا 12 وقت داری[زبان]