نمیدانم

یه وقتایی ادم دچار این نمیدانم میشه اونم ناجورش!!!

به نظرم انتخاب واقعا سخته چه بین چیزای خوب باشه چه بین چیزای خوب و بد با نتیجه های خوب باشه و یا چه بین چیزای بد!!!

کلا پدر ادم در میاد اونم ناجورش

همیشه اعتقاد به حفظ داشته ها بودم اما برعکسش از اب در اومد با نگاه به عقب میبینم خیلی تغییرات خواه و ناخواه اتفاق افتاده!!!

تا حدودی مقصر منم که سنین نوجوانی زمانی برای فکر راجب اینده نذاشتم و اشتباهاتی کردم که پیامدهای روحی برام داشته!!!

پ.ن:خدا کنه نظام مدارس ایران عوض بشه چون خیلی ایده های مفید و اینده ساز بچه ها در این سنین رقم میخوره و اگر یه وقتی مثل من گیر دبیرای خشکی بفتن که این ایده ها مسخره کنن کل ذهن ادمو خراب میکنن!!!

دبیران گرامی کمی توجه کنین به رفتاراتون!!!

/ 3 نظر / 11 بازدید
پدرام

نمی دونم والا اما چیزی که می دونم اینه که باید به بیخیال گنده به قدیم و دیروز بگی و از حالا شروع کنی یادت باشه آینده را حال میسازه ! در مورد نظام اموزش حرف نزنم بهتره بیخیال بابا تو این یه مورد هم الان بیخیال هم بعدا بیخیال هم گذشته بیخیال

فرهاد

نمیدانم! یاد یه تیکه از تصنیف شهرام ناظری افتادم که میخوند: من چه دانم! البته اینطوری میخوند: من چه داووونم! مرا گویی که رایی ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم؟ چنین مجنون چرایی ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟ من چه دانم ؟

مرتضی

سلام.خوبی؟ حال و احوال چطوره؟ درس تموم شد؟لیسانس رو گرفتی اخرش یا نه؟ چه خبر؟ کلا نیستی ها..سر نمیزنی اصلا..[ناراحت]