یکمی عصبی

این روزا اتفاق خاصی نیفتاده یکم درگیری های معمولی و اینا ولی از نظر عاطفی شدیدا اعصابم هنگ کرده و گاهی میزنه بسرم قید همه چیزو بزنم!!!

گاهی خودم دلداری میدم که به نسبت سنم خیلی خوب با شرایط ساختم ولی خوب ادم هستم دیگه و میبرم...

حالا این وسط گاهی بعضی از اشنایان حتی به شوخیم شده یه چیزی میگن که ادم کلاه اش سوت میکشه و اعصابش قاطی میشه...

بدتر از همه بلا تکلیفیه!!!ادم نمیدونه به حرف دلش بره یا به حرف عقلش یا به قول دوستم به حرف والدینشمتفکر

شیطونه میگه قید همه بزنم برم دنبال نقاشی و عکاسی و بیخیال همه چیز شم!!!

خوب ادم وقتی هیچی از اطرافیانش نبینه اینجوری میشه دیگه!!!

این دکتر بینوای ما هم هرچی حرف از امیدوار بودن نتایج میزنه انگار نه انگار در ما تاثیر میگذارد!!!

نکه حالا واسه کسیم مهمیمنیشخند

فقط گیر!!!اینکارو نکن اون کارو بکن اینجوری نکن اونجوری بکن...نثرت عوض کن فلان کارو بکن!!!منم ادمم یه استعداد و علایقی دارم!!!دستگاه ضبط و پخش که نیستم!!!

یه وقتایی یه کارای از کسی که دوستش داری میبینی که خنده ات میگره اونم چه خنده ای از 100 تا گریه و داد و بیداد بدتره(مفهوم همان خنده عصبیه)

جدیدا اینقدر حرفای 50 سال به بالا به خوردم دادن که کم کم دارم حس میکنم زدن کودک درونم منهدم کردن!!!

خدایا تو از دلم خبر داری که چی به سرش اومده...

این نیز درددلی بود با شما دوس جون مجازیایی من شرمنده خیلی درددل فازش عصبی بود...

به بزرگی خویش ببخشید و راه حلی به من بگوید بلکت از این وضعم در بیامگریه

این روزا اشک ریختنم بیشتر شده دکترم هی تذکر میده میزنی شماره عینکت میبری بالا سر درداتم بیشتر...خوب وقتی حالم گرفته پاشم برقصم؟؟؟

دوستای بلاگفای من که برام ایمیل گذاشتن من هنوز نظرام ندادم شرمنده به محض بهتر شدنمان از خجالت در میایمقلب

/ 4 نظر / 17 بازدید
آنی

سلام عزیزم ببخشید منم باید حرفهای بالای 50سال بزنم و برم این نیز بگذرد زیاد سخت نگیر مطمین باش همه چیز درست می شه فقط زمان لازم است

اسامه

سلام آبجی خوبی نبینم این قدر قاطی باشی.وب رو هم گل میگیرم [نیشخند][نیشخند][خنده]

ميثم

سلام عزيز دلم از وب زيبات ديدن كردم ممون ميشم به وب من هم سري بزني منتظر حضور گرمت هستم عزيزم[گل][گل]