یه حس

گاهی ادم حس میکنه که برای عزیزاش غریبه شده...حس مینکه اون حس سابق را بهش ندارن و شایدم نسبت بهش بی حسن...اون موقع است که بهم میریزه...

ادما زمانی علاقه به زندگی دارن که احساسشون هم زنده باشه.اطرافیانشونم بهشون حسی داشته باشن وگرنه مردن...من این مرگ را تجربه کردم تلختر از مرگ واقعی هست...

/ 8 نظر / 7 بازدید
فرانک (ریزه)

الهی خدا نکنه من که کلی دوستت دارم .. قلبمو نیگا ببین هیچی از حسم کم نشده بهت ف‌اولین دوست وبلاگیه من

pedram3000

همینه دیگه اون فرد را می زنی می کشی هر کی هر چی خواسته زدی ناکارش کردی انتظار چه حسی داری خوب ؟ هان ؟ نه بگو ؟ جدا از شوخی ، بابا شوخی بود نزن آخ نزن آخ [نیشخند] ما که دوستتون داریم و خواهیم داشت فکر می کنم بچه های زیادی که در وبت هم ردپاشون هست خیلی عزیزند ! [گل] نزن دیگه آخ[نیشخند]

یک دانشجوی پزشکی

منم دوستتون دارم.[بغل]ببين اين همه حس[بغل][زبان][پلک]

هويج بانو

سیلام گلم خوب مهلومه هویج بانو یعنی اینکه دخترم دیگه[نیشخند] 21 سالمه دانشجوی نقاشیم[پلک] دیگه همینااااا دیگه چی میخوای بگم بهت

هويج بانو

اي واااااااااي ميگمااا البته مهلومه كه خودت نيميدوني ولي حرف زدنت يعني نبجتنت با حرف زدنه واقعيه من يه جوليه[رویا]

موشی

اینا به ماجرای امشب ربطی نداره که؟؟؟[عصبانی]

موشی

یه بوس بده میخوام برم وقت ندارم

فرهاد

منم اومدم ارادت خودم رو به ابجی هدی ابراز داشته باشم![لبخند] اینم تقدیم به آبجی خانوم:[گل]