تبسم

اون تو اتاق کناریه...گاهی صداهای نگران کننده ای از اتاق میاد...صبح دیگه اون نگاه سنگین را حس نکردم...

تا ظهر کلافه بودم...دیگه هرطور بود خودم را زدم به اون راه و راه اتاق بغلیو گرفتم و از لای در که نیمه بسته بود داخل نگاه کردم...

چشماشو بسته بود...ام شاید خواب بود شایدم بلاجبار خوابش کرده بودن...

اما زیر پلکاش حرکت چشماشو میشود حس کرد و سنگینی نگاهش... یه ساز دهنی رو میز کنار تخت هست...پس صدای ساز دهنی مال خودشه...

تبسم عجیبی رو لبای رنگ پریدش خود نمای میکونه...

/ 9 نظر / 7 بازدید
اسامه

هر چه زودتر خوب شو بیا دلمون تنگ شده واسه آپ کردنی که همراه شیطنت بود[افسوس]

Pedram3000

من ساز دهنی خیلی دوست دارم یکیش را داشتم اما پره های داخلش خراب شده و خطرناکه دیگه اسفاده کردنش وای وقتی که در اون می دمیدم و مک می زدم بوی چوب پره هاش منو به رویاهام می برد

اسامه

این حرفا رو نزن .به امید خدا هرچه زودتر خوب میشی میای پیش ما با هم میگیم ومیخندیم[گل]

فرهاد

بابا مرموز بابا مشکوک[تعجب] کنجکاوی مون ته کشید[ابله] نمیگی جریانشو؟!

فرهاد

قالب نو هم مبارک خوشگله[لبخند]

فرهاد

هم این قضیه رو شفاف سازی کن و هم آپ جدید بنما![منتظر]