یک خاطره

در دوران خیلی گذشته که ما خیلی کودک بودیمنیشخند

سال اول دانشگاه بودیم امتحان ریاضی خیلی خوبی دادیمخندهدر حدی که همه زیر 10 میشدیمیول

طی اقدامی انتحاری تصمیم گرفتیم برگه ها را منهدم کنیم که بخت با ما یار نبود و کیف استاد اشتباهی باز کردیم که منجر به سرقت برگه های فیزیک دانشجویان دیگه شد!!!خجالت

ما هم که کلا بچه های سر به راهی بودیم برگه ها را گذاشتیم رو پله ها و جیم زدیم که گویا به دست استاد نرسید و امتحان تکرار شد و ما نیز درس ریاضی همگی با 9 و 8 افتادیمگریه

امروز که سال اخریا جمع بودن ما هم این رازو گفتیم که توام بود با قدر دانی همونا که ما اقدام به دزدی برگه هاشون کرده بودیمسوال

اولین بار در جهان است که کسانی از سرقت اموالشان لذت برده اندنیشخند

/ 7 نظر / 6 بازدید
دیادیا بوریا

چه باحال....

یک دانشجوی پزشکی

[قهقهه]

فرهاد

معلومه که زیاد حرفه ای نبودین وگرنه باید فاز دوم نقشه رو اجرا می کردین، استاد دزدی[نیشخند]

پدرام

[نیشخند][قهقهه] دست بردار بیا یه بارم خوب شووووووو

پدرام

بد ؟؟ تو ؟؟؟ نگو بابا ریا کاری نکن [نیشخند][زبان]

زبل خان

خوبه باز اونا فوششتون ندادن که امتحانشونو خیلی خوب داده بودن وامتحان دوم رو بد دادن...