مبارزات

دیروز و امروز مبارزاتی بسیار دوست داشتنی داشتم در امر کیک بوکسینگ

خوشبختانه بردم هیپ هیپ هورااا 

البته دیگه تموم شد...زین پس تنها حق دارم برم باشگاه در این زمینه یک مقادیری مصدوم شدیم که کمپرس رفتم درون یخ

 

ترم جدید نیز اغاز شد این ترمم کوتاه باید از هم اکنون درس خواند

دیگه باید شب زنده داری کرد به کمک ابزار کمکی  این ترم با یک استاد بسیار نافرم ۴ واحد دارم   ترم قبل یک درس ۲ واحدی با ایشان داشتم به من ۰.۸۳ ار ۶ دادن خپل جان نیز سلام دارن

من برم دیگه

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
فرهاد

طبق معمول! اووووووووول![زبان]

فرهاد

سلام به به! از صمیم قلب بهت تبریک میگم[لبخند] تو شایستگی و لیاقتشُ داشتی و براش جنگیدی و مصدوم هم شدی[مغرور] خانوم مربی حکمت مبارک[گل]

فرهاد

حکمت منظورم حُکم بود![چشمک]

موشی

مردم چه لوس تبریک میگن.اه اه. نه بابا درس چیه؟درس برای شب امتحانه[شیطان] وات؟ابزار کمکی؟ فردا شب بیام عکس نباشه دیگه...

موشی

لووووووووووووووس دیدی خواهر؟

فرهاد

خودت لوسی![زبان] موسی لوسی! ها ها ها![نیشخند] من برم بخوابم!

فرهاد

یکم تاریک بود ش رو س نوشتم! موشی لوسی![زبان]

موشی

[زبان]دیدی خواهر مردم چی کارا که نمی کنن الکی به ادم میگن لوس.مظلوم گیر اوردن.تاریک بودن شد بهانه ؟از عمد اسم منو موسی نوشته بعد پشیمون شده من میدونم.